تبليغاتX
غزلداستان
از سنگنوشته های دارالرحمه ی شیراز

عید آمد و از غصه دلم گشت هلاک                 دارم جگری کباب و چشمی نمناک

گُل ها همه سر زخاک آورده برون                  الّا گُل من  که سر فرو برده به خاک        

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 18:49  توسط محسن فرجی  | 

یخشی از یک شعر شاملو، شادیانه ی زادروز یک عزیز

که میلادت نزول خجسته ی باران باد

    برتشنگی خاک

   و طلوع آفتاب

   بر سماجت ظلمت،

    شکوفه ی تبسمی

            بر لبان دلتنگی

              و جلوه ی ستاره یی

              در مه گرفتگی این افق.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 9:46  توسط محسن فرجی  | 

شعري از احمد شاملو


بر سرماي درون

همه
        لرزش دست و دلم
                                از آن بود
كه عشق
               پناهي گردد،
پروازي نه
گريزگاهي گردد.

آي عشق آي عشق
چهره ي آبيت پيدا نيست.

و خنكاي مرهمي
                     بر شعله ي زخمي
نه شور شعله
بر سرماي درون.

آي عشق آي عشق
چهره ي سرخت پيدا نيست.

غبار تيره ي تسكيني
                             بر حضور وهن
و دنج رهائي
                 بر گريز حضور،
سياهي 
         بر آرامش آبي
و سبزه ي برگچه
                    بر ارغوان

آي عشق آي عشق
رنگ آشنايت
پيدا نيست.

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 19:59  توسط محسن فرجی  | 

چند شعر از غلامرضا بروسان به جهت عزیزی که حالا کجاست و چه می کند؟

 

باران می آمد

تو ناگهان رفتی
چون آفتاب در ساعت پنج عصر
وقتی نگاه من
با دست های تو
                     آخرین بوته ی فلفل را چید
ناگهان رفتی
چون سوزنی شاید
که می افتد
و دکمه ای که دیگر
بسته نمی شود.

 

گفتی بیا

کجا بیایم
با دلم که به لولای در گیر کرده است
با سرم که سنگین است، با برفي كه مي بارد.
باران به تماشاي خال گونه ام مي آيد.

سنگينم
انگار زناني آبستن
در دلم زعفران پاك مي كنند.

 

قول

اگر تو بخواهي
مورچه اي را از خانه اش دور مي كنم
وگرسنگي را به دنيا بر مي گردانم

دستم را تا آرنج در دهانم فرو مي برم
و خودم را
چون پيراهني پشت رو مي كنم.

 

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 20:6  توسط محسن فرجی  | 

تسلیت به دوستان سوگوار

 بدین وسیله درگذشت  ژان بودریار را به فرهاد حیدری گوران،سجاد صاحبان زند، هوشیار انصاری فر، شهریار وقفی پور و سایر بازماندگان تسلیت گفته و برای آنان صبر جمیل و اجر جزیل خواستارم.
جهت نشان دادن میزان تالمات وارده به دوستان در اثر ضایعه ی فقدان این جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی ، بخشی از سوگنامه ی سجاد صاحبان زند را به نقل از وبلاگش در این جای می آوریم :
یادم مي‌آيد هر وقت در مورد نسبي‌گرايي يا شك نوشته‌ام، ذكر خيري هم از ژان بودريار آورده‌ام. ژان، ژان بزرگ. دريغ كه بوديار هم رفت. باورم نمي‌شود. شايد اين خبري باشد كه رسانه‌ها ساخته باشند. چه كسي مي‌گويد كه بودريار مرده است؟ چه كسي مي‌گويد كه او سال‌ها بيمار بوده است؟ چه كسي خبر مي‌دهد؟ رسانه‌ها؟ همان‌هايي كه بودريار سال‌ها به چشم شك بهشان نگاه مي‌كرد؟
باورم نمي‌شود. باورم نمي‌شود. باورم نمي‌شود. باورم نمي‌شود. اما عادت مي‌كنم. بايد عادت كنم. همان‌طور كه به نبودن ژاك دريدا عادت كردم
.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 18:13  توسط محسن فرجی  | 

چند زمزمه ی دلتنگی
شش شعر از زنده یاد فرامرز ویسی
1
به او گفتم؛
برای من چه آورده ای؟
گفت؛
تنهایی، اندکی باران و غربت بسیار.
2
هنوز چشم به راهم
هرگز نیامد
حتا برای وداع
حالا،
من ماندم و این همه انتظار!
3
تنهایم گذاشتی
در کوچه بن بست.
بعد از تو
پر از ترانه های غمگین شدم و دلتنگی نسیم.
4
من، زمین بودم
چشمان تو، ماه.
این همه فاصله برای لحظه دیدار؟!
5
وقتی تو را دیدم؛
پرنده، جدایی شد
باد، بوی تنهایی
خیال، اندوهی خیس
و تو، ابدیت زمزمه ای دلتنگ.
6
روزی که مردم
به یادم شعری بخوان
پر از هق هق باران
بی قراری کبوتر.
و خاطره ای از نخستین دیدار.
|+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 16:2  توسط محسن فرجی  | 

شب نسل پنجم در خانه ی هنرمندان
 

نخستین گردهمایی نویسندگان نسل پنجم به همت مجله بخارا و با همكاري جريان نسل پنجم با نام «شب داستان نویسان امروز ایران‌ــ نسل پنجم» برگزار می‌شود.

در اين برنامه كه نخستین گردهمایی بزرگ نویسندگان نسل پنجم با حضور نویسندگان نسل‌های دیگر است، ميترا الياتي، آرزو خمسه كجوري، پيمان اسماعيلي و مرتضي كربلايي‌لو به عنوان چهار داستان‌نويس جريان نسل پنجم داستان كوتاهي مي‌خوانند.

همچنين محمد محمدعلي، از داستان‌نويسان مطرح و موفق نسل‌سوم درباره نسل‌هاي قبل و حركت داستان‌نويسي ايران از ابتدا تا نسل پنجم سخنراني مي‌كند.

 سخنراني كامران محمدي درباره نسل پنجم و بيان ويژگي‌هاي داستان‌نويسان آن از ديگر برنامه‌هاي شب نسل پنجم خواهد بود.

اين برنامه ساعت 16:30 روز چهارشنبه ۹ اسفند در تالار بتهون خانه هنرمندان برگزار مي‌شود و شركت در آن براي همه علاقه‌مندان آزاد است.

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 16:11  توسط محسن فرجی  | 

شعری از زنده یاد فرامرز ویسی

ويسي
درخت خاطره

چقدر دلم می خواهد که دوستانم را ببینم
آنها که درد و دریا بودند.
شب هایی که خوابم را غارت می کند
اتاقم
پر از زمزمه های سربی می شود
              و خاطراتی همه سرخ!
هر وقت کنار پنجره می نشینم
لبریز از نجواها ی دیرینه ی کسانی می شوم
که به اندازه ی دنیا مرده اند.
حضورشان در من است
و قلبم چه گورستانی!
حالا که پر از یاد و خاطره ام
فصلی شده ام
با تپشی سرد
سنگ های سپید
و نسیم های سوگوار.
با این همه
فردا به یاد آنها که آوازی بودند
                   پریشان تر از باد،
درخت خاطره اي مي كارم
براي سپيده دماني ديگر.

|+| نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 17:40  توسط محسن فرجی  | 

بزرگداشت فرامرز ویسی در روزنامه ي فن آوران اطلاعات
 
مراسم گرامیداشت یاد و خاطره ی زنده یاد فرامرز ویسی پنج شنبه ۳  اسفند ماه در روزنامه ی فن آوران اطلاعات برگزار می شود.
این مراسم از ساعت ۱۷ با حضور جمعی از شاعران، مترجمان و منتقدان شكل مي گيرد.
روزنامه ی فن آوران اطلاعات در خيابان فلسطين، پايين تر از بلوار كشاورز، خيابان شهيد حجت دوست، شماره ي ۳۱ واقع شده است.
فرامرز ويسي عصر روز يک‌شنبه 15 بهمن‌ماه بر اثر عارضه‌ي سرطان در منزل خود در تهران دار فاني را وداع گفت.
او در سال‌هاي اخير با ترجمه‌ي رمان‌هايي از آنتونيو تابوکي - نويسنده‌ي ايتاليايي - با عنوان‌هاي "سستو"، "شبانه‌ي هندي" و "ديالوگ‌هاي ناتمام" از فرانسه به فارسي، در معرفي اين نويسنده تلاش كرد.
ويسي آثار ديگري نيز همچون "پيانو" و "والدين وحشتناک" را از ژان کوکتو ترجمه کرده است.
از اين مترجم همچنين آثاري مانند "دلتنگي" (آلبرتو موراويا)، "زماني که من يک اثر هنري بودم" (امانوئل اشميت)، "خط افق" (آنتونيو تابوکي)، "تغيير" (ميشل بوتور) و مجموعه‌اي از مقاله‌هاي موريس بلانشو در حال چاپ‌اند، که از اين ميان، دو اثر "خط افق" و "زماني که من يک اثر هنري بودم" در روزهاي آينده منتشر خواهند شد.
ويسي كه در زمينه‌ي شعر نيز فعاليت داشت، آثار ناتمام ديگري هم دارد، که "مارتا" ازجمله‌ي آن‌هاست. او همچنين فعاليت نوشتاري خود را در زمينه‌ي تئوري‌هاي ادبي و سينما با نشريه‌هايي مختلف پي گرفت، و در زمينه‌ي نقد سينمايي فعاليت داشت.

 

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 15:8  توسط محسن فرجی  |