تبليغاتX
غزلداستان
باز سرایی چند مویه ی لری
 


آوازهای تلخ

علی زیودار

۱

با صورتی مهگون و

لب هایی روشن

انگار انار خورده باشد.

- پدر بزرگ مرده است

کودک من!

۲

تو درختی را می شناسی

که سایه ندارد؟

-نه!

اما سایه ای را می شناسم

که در خت ندارد!

۳

معطر و مغموم

از سفری دراز می آید

        این قافله!

انگار فصل درو بنفشه هاست

۴

شیرین تر از بهار

خانه ی ماست

با آفتاب و

               ماه

در تاقجه ی رویاهایش

۵

تا غبار

بر حریر تنت ننشیند

با بافه ی نرگس

پیش پایت را جارو می زنم

                                         بانو!

۶

در باد و

در باران

برگ ها

شماره شماره

 می افتند!

- آیا درخت

همچنان پابرجاست؟

۷

با واژه های روشن بر لب

پا ذر رکاب داری.

جهان چقدر  کوچک است

زیر گام های تو!

۸

- مسافر کدام جشنی بانو؟

میهمان فرشته هایم امشب!

- جه شیرین تری امشب بانو؟

تلخی به مسافر نیامده است!

- برمی گردی بانو؟

اگر فرشته ها بگذارند!

۹

چون آفتاب

سرازیر شو از کوه

دنبال تو می گردد

بهار

۱۰

در گیسوانت خون انار جاری است!

- چشمانت را

کدام بنفشه بوسیده است

که اینقدر معطری

فرشته ی کوچک!

۱۱

درخت

 به میوه نرسیده

پژمرد

چه تلخ است

چهره ی باغبان!

۱۲

بگذار بیارامد

بیشه ی بلوط

آب می خواهد چکار

درخت سوخته!

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 17:4  توسط محسن فرجی  |