تبليغاتX
غزلداستان
شعری از محمد هاشم اکبریانی که انگاری خطاب از من است به مارسیا
 
باران
امروز براي ديدن تن تو
از خانه بيرون زده است
چتر را ببند و
دكمه ها را باز كن
|+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 13:18  توسط محسن فرجی  |