احتمالاً خبر مهمي است كه بعد از استعفاي ما از روزنامه ي كارگزاران، خود روزنامه هم از يكشنبه منتشر نميشود.اما براي من از اين خبر مهمتر،سوغات معطر دوستم غلامرضا بروسان بود كه روز چهارشنبه در اوج بازتاب بسيار گستردهي استعفاي ما در اينترنت، به دستم رسيد.بروسان، شاعر محبوبم ،سرايندهي « یک بسته سیگار در تبعید»از خراسان -كه هميشه احساسي غمگنانه به آن سرزمين داشتهام- برايم يك مشك آهو فرستاده بود، به قاعدهي يك قلب كوچك.به همراه عطري مغموم و دو دفتر شعر از محمد باقر كلاهي اهري.بروسان با اين سوغات عطرآگيناش ، چند شعر زيبا هم ضميمه كرده بود كه حيف، به خانه بردهام و همراهم نيست تا شما را به ميهماني جادوي غريب كلماتش ببرم.
كارگزاران و كارگزارانيها ميآيند و مي روند،اما آن چه ميماند عطر دوستي است و آوازهای غمگین شاعران که همیشه بسیار بالاتر از ابتذال سیاست ، باقي ميماند تا اين جهان سرد و لخت را تحمل پذير كند.
اين اخرين چيزي است كه دربارهي كارگزاران مينوسم كه چيزي نيست جز تشكراز بچه هايي كه بي اعتنا از كنار رفتن ما نگذشتند: يوسف عليخاني( بابت همهي لطفها) محمدهاشم اكبرياني : و ما همچنان مي نويسيم گرچه باز هم سيلي بخوريم ياسين نمكچيان : دل كندن از كارگزاران با همه نامهربانيهايش سخت است نگین بهکام : اقاي كرباسچي چطور توقع داريد مملكتمان را دست حزبی بسپاريم كه ... مرضيه رياحي: چرا اين دوستان اين قدر صبر كردند و اجازه دادند اين همه مدت پولشان را بخورند؟ محمد آقازاده: هرگزروزنامه نگار مشو ايمان مهديزاده: يكي از خبرنگاران گروه ادب و هنر روزنامه كارگزاران گزارش مي دهد حسن محمودي: آن ها نمي توانند وضعيت خبرنگاران امروز كارگزاران را درك كنند محمد مطلق: استعفاي گروهي در روزنامه كارگزاران عليرضا بهنام: نه گفتن به بهره كشي
كتايون ربيعي : کارگزاران زنگ خطری است برای همهي ما رضا ولي زاده : به آیین استعماری ارباب جراید "نه!" گفته اند اميد ايران مهر: روزگار روزنامه نگاران ايراني و هاراگیری سامورائیان صنم: برای کارگزاران هم باید فاتحه خواند
|+|
نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 17:11  توسط محسن فرجی
|