دیروز ظهر مهدی یزدانی خرم زنگ زد.بعد از حال و احوال، سوالی کرد که جاخوردم؛ گفت: تو حقوقت را از کارگزاران نگرفته ای؟
گفتم: نه.من و بچه ها هرکدام سه ماه حقوق به علاوه ی سنوات و شش ماه عیدی و بیمه از روزنامه طلبکاریم.
سکوت کرد.گفت: ولی به ماگفتند که همه ی بچه ها حقوق های عقب افتاده شان را گرفته اند.اصلا من با این شرط به روزنامه ی کارگزاران آمدم که حقوق همه ی بچه ها را کامل پرداخت کرده باشند.
خندیدم.گفتم: به ات دروغ گفته اند.به همین سادگی! حتی با این که دادگاه به نفع ما حکم صادر کرده، به حکم ما اعتراض کرده اند که باز هم پرداخت دهی شان را به عقب تر بیندازند.
عصبی شد.گفت چند دقیقه ی دیگر تماس می گیرم.دوباره تماس گرفت و گفت که از من هم گلایه مند است که چرا تماس نگرفته ام و نگفته ام که حقوق مان را نگرفته ایم.
گفت که مدت هاست رابطه اش را با فضای مجازی قطع کرده و اصلا در جریان این ماجرا نبوده.بعد گفت که همین امروز به روزنامه می رود و تکلیفش را معلوم می کند.
قرار شد که شب به من زنگ بزند که زد و گفت:
به مسولان روزنامه گفته ام که اگر ظرف ۱۵ روز تمام بدهی های گروه سابق را پرداخت نکنند، استعفا می دهم.
بعد گوشی را به خانم مفیدی داد که دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران است و حالا معاون سردبیر روزنامه شده.او هم از این که تاهمین لحظه ، روزنامه ی کارگزاران از پرداخت حقوق معوقه ی ما سر باز زده، بی اطلاع بود!قرار شد که من فهرستی از بچه ها را که از روزنامه طلب کار هستند، برایش بفرستم تا او پیگیری کند.خانم مفیدی گفت که اگر باز هم روزنامه از پرداخت حقوق ما سر باز بزند او هم در کارگزاران نمی ماند.
از امروز اولتیماتوم یزدانی خرم و دوستان دیگری که احتمالا به این ماجرا می پیوندند، رسما شروع شد.حالا باید دید که با وجود شکایت ما و این اتفاق و بازتاب گسترده ی حق کشی مسولان کارگزاران در فضای مجازی، آیا آن ها اندکی « شرم» را در دستور کارشان قرار می دهند یا خیر.
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 11:39  توسط محسن فرجی
|