تبليغاتX
غزلداستان
دوستم آرمان اسلامبولچی خوب است و من خوشحالم
چند وقتی بود که دوستم آرمان اسلامبولچی توی کله اش اعوجاجاتی به وجود آمده بود و من حالم گرفته بود و کاری هم از دستم بر نمی امد و فقط غصه می خوردم.
حالا مثل این که آرمان با آن روحیه ی خوب و اراده ی شگفتش بر مشکل فائق شده و دارد حسابی قبراق می شود.او این اتفاق را به شوخی و طنز برگزار کرد و از کنارش به سلامت گذاشت.
آرمان اگر برخی کله خرابی هاش را کنار بگذارد،  به گمان من یکی از بهترین روزنامه نگاران ایران خواهد شد.آرمان قلمش مخملی و نجیب است ، اماسرکشی های دلنشینی  هم دارد که  طنزی زیر پوستی و رندانه را عجینش کرده است.
آرمان  خوب خوانده، خوب دیده و خوب شنیده.فقط اگر یک کم سیگارش را کم کند و اندازه ی آدم(!) سیگار بکشد،می تواند بیشتر بماند و تخیل فرهیخته اش را با جادوی کلام بنویسد.دعا می کنم که همیشه زنده باشد.همیشه. 

|+| نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 19:31  توسط محسن فرجی  |