تبليغاتX
غزلداستان
شعری از رضا چایچی

 

 

              پیرزن

 

 روزها از کنار ما می گذرد

گلوله ی کامواییم

به انتظار پیرزن

تا بیاید و میل ها را بردارد

و چند رج

به رقصمان در آورد

آن گاه روزها

آهسته از کنارمان گام بر می دارد

و بعد چند رج دیگر

تا رگ هایمان تمام بشود

در دامن کوتاه سرخ او

|+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 11:26  توسط محسن فرجی  |