پیرزن
روزها از کنار ما می گذرد
گلوله ی کامواییم
به انتظار پیرزن
تا بیاید و میل ها را بردارد
و چند رج
به رقصمان در آورد
آن گاه روزها
آهسته از کنارمان گام بر می دارد
و بعد چند رج دیگر
تا رگ هایمان تمام بشود
در دامن کوتاه سرخ او
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ خانگی سازی ذخيرهكردن صفحه اضافه به علاقهمنديها
نوشتههای پيشين
RSS