دیروز سعادت یار من بود و به دیدار احمد پوری بسیار عزیز رسیدم؛ از آن دیدار ها که اسمش را پوری درمانی گذاشته ام.هر لحظه که با ایشان بودم، جشنی بود.دیروز ، اقبال به من روی کرده بود که زمانی طولانی در محضر استاد باشم تا او از تلخکامی ها و شادکامی های بزرگش ـ بزرگ مثل خودش ـ بگوید و من اندکی بگریم و کلی بخندم و وقتی از دفتر کارش بیرون می آیم ، احساس کنم که در حال پروازم و از هیچ کس کینه ای ندارم.پوری عزیز با دست هایش که ادامه ی بال فرشتگان است روی زمین و با جادوی کلامش که حاصل عمری زندگی است، همه ی اضطراب ها و دلشوره هام را شست.چه شاد بودم و هستم هنوز از دیدارش.
و دیگر این که چه قدر دلم می خواست دوستانم دیروز عصر با من می بودند و اشراق، فروتنی، بخشندگی و مهربانی را یکجا می دیدند.اما آن ها باید بسنده کنند به
سایت جناب پوری که به تازگی راه افتاده و بسیار دیدنی و خواندنی است.
|
+|
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 14:50  توسط محسن فرجی
|