تبليغاتX
غزلداستان
تکمله ای بر دوست دارم، دوست ندارم

بعضی چیزها آن قدر به آدم نزدیکند که به یاد نمی آیند؛ مثل چهره ی مادران.این را گفتم که گفته باشم از چیزهایی که بسیار دوست می دارم و از قلم افتاد، یکی ترانه ی دل دیوانه( پس از این زاری مکن) از ویگن است که گمان  نکنم روزی باشد که چندین دفعه زمزمه اش نکنم.و دیگری محمد علی سپانلو است که شعرهاش را هم به خصوص در « خانم زمان» ،خیلی دوست دارم.اما صمیمیت سیال خودش و رندانگی غریبش چیز دیگری است.دیدار با سپانلو و مصاحبتش همیشه برایم مکاشفه ای لذت بخش بوده است.
شعرهایی از شهاب مقربین، هیوا مسیح ،رسول یونان،حدیث لرز غلامی،علیرضا آبیز، چزاره پاوزه و ناظم حکمت را هم باید به فهرست چیزهایی که دوست می دارم، بیفزایم. همه ی ترجمه های جلال ستاری و کتاب «دفترچه ی خاطرات و فراموشی» محمد قائد هم در این فهرست قرار می گیرند.دوستانم محمد هاشم اکبریانی و امیر یوسفی هم از فرط دوست داشته شدن، از قلم افتادند!ترانه هایی از  مینو جوان،سیاوش قمیشی، لیلا فروهر و نانسی عجرم هم فراموش شده بود.همچنین کوی دانشگاه تهران، خیابان های  سنایی  و بهار شیراز.
دو سه نویسنده و شاعر هم هستند که تفرعن مضحک شان ، آن ها را می برد در فهرست موجودات دوست نداشتنی.اما اسم شان نمی آورم.این کار هم از   سر ترس و احتیاط نیست، بلکه به این دلیل است که دنیا ارزشش را ندارد!

|+| نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:55  توسط محسن فرجی  |